به نام خداوند بخشنده مهر بان
1 1 خودم
مقدمه :
قانون اساسی خودم ، حاصل تجربیات وآموخته های چند ین وچند ساله ام می باشد که بر اساس میل شخصی واید ه آل نسبتا د ست یافتنی طرح ریزی شده ، وممکن است آرمان افراد قابل توجهی از جامعه خودمان وحتی فراتر از آن هم باشد .
قانونی برای دیگران قابل قبول است که منطبق با روحیات وتمایلات وگرایش های آ نان باشد، انسانها در همه ی جهان همانند انواع نظامهای حاکم اند ، یا حداقل بخش عمده ای از آنان اینچنین هستند ، وقطعا علاقمندان به آزادی ودموکراسی با کسانیکه در ورطه ی دیکتاتوری واستبداد قرار گرفته اند در یک کفه ی ترازو نیستند، لذا نه سکوت آزادیخواهان نشانه ی پذیرش استبداد است ونه مستبدان خواهان آزادی اند ، همسویی اکثریت الزاما نشانه حقانیت نیست ، فرد و جامعه از راه آگاهی بخشی در تعامل وتعقّل بایستی به نقطه ی اشتراک برسند ، امید می رود قبل از هرگونه پیشداوری نسبت به بند بند این قانون به دیده ی یک طرح شخصی مورد ارزیابی قرار دهید .
حبیب جمیل زاده – دیماه 1401
بخش اول : اعتقادی
بند یکم: من مسلمانم ، خدای من الله وپیامبر من حضرت محمد (ع ) وکتاب آسمانیم قرآن است .
بند دوم: به همه ی ادیان ومذاهب احترام قائلم واهانت وتعدّی به ادیان را جایز نمی دانم.
بند سوم : پذیرش هرگونه عقیده وایدئولوژی ، آسمانی یا زمینی حق مسلم افراد بشر است
بند چهارم : هر اندیشه ای تازمانی که به عقاید دیگران کار نداشته باشد وحمله ور نشود حق وجود دارد
بند پنجم : اقلیت های دینی رسمی وغیر رسمی تازمانیکه وطن فروشی وخیانت نکنند مورد احترام هستند
بند ششم : ملاک شایستگی اعتقاد واندیشه ی افراد نیست بلکه رفتار صحیح وهنجار پذیری اجتماعی است
بند هفتم : عمل به اعتقاد واندیشه ، یک امر شخصی است
بند هشتم : سوء استفاده از دیانت نفاق است ونفاق پلیدی وزشت ومردود است
بندنهم : هیچ احدی روی زمین جانشین خدا یا پیامبران نیست
بند دهم : اعتقاد به خدا بدون داشتن اخلاق نیک ارزشی ندارد
بخش دوم : ملیّت واقوام
بند یکم : وطن ما ایران است وهر ایرانی شهروند درجه یک به حساب می آید
بند دوم : از آنجاییکه اقوام مختلفی در ایران زندگی می کنند هیچ قومی برقوم دیگر برتری وارجحیّت ندارد
بند سوم : زبان همه ی اقوام ایرانی باید مورد احترام همگان باشد وزبان فارسی عمومی ورسمی است
بند چهارم : نباید اکثریت یا اقلیت یک قوم باعث امتیاز وقدرت یا انزوا ومحرومیت باشد
بند پنجم : بایستی همه ی ثروت وامکانات مملکت بطور عادلانه بین اقوام توزیع وتقسیم شود
بند ششم : قوم گرایی باعث اختلاف وکینه ورزی می شود وهر فرد ایرانی باید از آن اجتناب ورزد
بند هفتم : انسانیت از هر قوم وملیتی فراتر است بایید انسانی بیندیشیم
بند هشتم : تعدد قومی در ایران یک مزیّت وامتیاز است ، بیایید قدر این همه تنوع را بدانیم
بند نهم : من یکی از همین اقوام ایرانی هستم ، همه ی اقوام را دوست دارم وبه آنها احترام قائلم
بند دهم : آذری ترک وترکمن ، بلوچ وسیستانی ، لروبختیاری ، فارس وکرد ، عرب وجنوبی ، گیلکی ومازنی وشمالی وهمه ی اقوام دیگر ایرانی هستیم
بخش سوّم : سیاست وعدالت
بند یکم : در یک نظام دموکراتیک اولین اصل آزادی است
بند دوم : محدود کردن آزادی انسان با فطرت وی ناسازگار است
بندسوم : آزادی ورهایی هرج ومرج طلبی نیست
بند چهارم : هیچ انسانی حق محدود کردن آزادی دیگری را ندارد
بند پنجم : انتخاب سبک زندگی ، فرهنگ ، لباس ، شغل وتحصیل یک امر شخصی است وهنجار جامعه را عامه ی مردم تعیین می کنند
بند ششم : نوع مدیریت جامعه را عموم مردم تعیین می کنند ودر تمام مراحل رفراندم فصل الخطاب است
بند هفتم : مدیریت در هر سطحی بر اساس صلاحیت وشایستگی افراد است ، جزو اکثریت ، گروه ، یا همسو بودن نمی تواند ملاک مسئولیت باشد
بند هشتم : تدبیر امور مملکت بایستی توسط افرادی از همه ی آحاد مردم ایران وبطور عادلانه از تمام نقاط کشور باشد
بند نهم : دین واندیشه ی افراد نباید تاثیری در مدیریت آنها داشته باشد
بند دهم : سرآمدترین افراد از لحاظ شخصیتی تحصیلی وعلمی ، سلامت روحی وروانی ، عقلانیت وقدرت تصمیم گیری وتوانایی های عمومی در راس امور باشد
بخش چهارم : روابط بین الملل
بند یکم : دوستی با همه ی ملل دنیا یک امر ضروری است
بند دوم : روابط دیپلماتیک بر اساس منشور سازمان ملل ، بدون دخالت در امور دیگران وعدم دخالت دیگران در مملکت ما برقرار گردد
بند سوم : هر گونه دوستی یا خصومت با دیگران بر اساس مصالح ملی شکل می گیرد
بند چهارم : هیچ گونه روابطی یا قطع ارتباط بدون نظارت وآگاهی مردم شکل نمی گیرد وکاملا شفاف باشد
بند پنجم : دلیلی برای خصومت با هیچ کشوری وجود ندارد مگر آنکه آن کشور شروع کننده باشد
بند ششم : هرگونه کمکی تحت هر عنوان به هر کشوری بدون رضایت عامه ی مردم نادرست است
بند هفتم : حسن همجواری لازم وضروری است
بند هشتم :همه ی تصمیمات سازمان ملل که برای همگان لازم الاجرا ست ، برای ما نیز لازم الاجراست
بند نهم : چنانچه اختلاف نظری با دیگران بوجود آید فقط از طریق مجامع بین المللی حل وفصل گردد
بند دهم : در اینکه دنیا در صلح وصفا قرار گیرد ، از هیچ اقدامی در این جهت نباید دریغ نماییم
بخش پنجم : اقتصادی – دولتی - خصوصی
بند یکم : سازمانها وشرکتهای دولتی زیر نظر وزراتخانه های مربوطه انجام وظیفه کرده وقابل واگذاری به بخش غیر دولتی نیستند ، وبخش خصوصی به عرف جامعه و الگوی جهانی عمل نماید
بند دوم : تنظیم سالانه بودجه کاملا شفاف وارقام .اعداد کاملا واقعی که هیچ گاه باعث تورم وآشفتگی مال در کشور نشود
بند سوم : اموال ودارایی همه ی افراد دولتی که بشکل هرمی مدیریت می کنند شفاف وقبل وبعد از مسئولیت شان در معرض دیده ی
همه ی ملت قرار گیرد
بند چهارم : در امور اقتصادی هیچگونه زد وبندی ، رانتی وسوء استفاده نباید صورت پذیرد وجرم است
بند پنجم : دولت موظف است که ثروت ملی را بطور عادلانه در بین همه ی آحاد ملت توزیع وتقسیم کند
بند ششم : فقر برای افراد سالم تحت هر شرایطی در این مملکت قابل قبول نیست
بند هفتم : دولت موظف است در جهت ایجاد اشتغال بدون هیچگونه تبعیضی اقدام نماید
بند هشتم : به کار گیری نیروی متخصص فقط تخصص وانسانیت فرد بایستی مورد توجه قرار گیرد
بند نهم : بین حداقل وحداکثر حقوق بگیری میانگین تامین ونرم جهانی مورد قبول است
بند دهم : نیازهای اولیه ی همه شهروندان ، بایستی اولویت درجه یک دولت باشد
بخش ششم : حقوق زن – مرد –کودکان وخانواده
بند یکم : تبعیض بین زن ومرد محکوم به فناست
بند دوم : لیاقت انسانها مهم است نه جنسیت آنها
بند سوم : توانایی افراد امتیاز واقعی است ، و جنسیت ملاک عمل نیست
بند چهارم : معمولا زنان نصف یک جامعه را تشکیل می دهند ، به همان اندازه باید مسئولیّت داشته باشند
بند پنجم : لازم زمینه ای فراهم شود که توانایی زن ومرد در تصدی امور به یک اندازه باشد
بند ششم : مرد سالاری یا زن سالاری هر دو محکوم است
بند هفتم : رعایت حقوق زن ومرد دو طرفه است
بند هشتم : زن ومرد ملزم به رعایت حقوق کودک وفرزندان خود هستند
بند نهم : سلامت هر جامعه ای منوط به سلامت روانی جسمی زن ومرد است
بند دهم : اقدام به تشکیل خانواده با نظارت مراجع رسمی وکمک وراهنمایی موثر دولت است
بخش هفتم : متفرقه ها
بند یکم : چانچه حکومت رو به استبداد ودیکتاتوری آوردونارضایتی عمومی شکل گیرد هیچ کس حق خشونت ندارد
بند دوم: سقوط حکومتها حق مسلم عامه مردم است
بند سوم :هنگامیکه دولت ساقط شود، راس قدرت با کمال احترام بازجویی ودر یک محل امن به زندگی معمولی خود ادامه میدهد
بند چهارم : چنانچه حکومت بعدی نیز دچار استبداد و خود رایی شود ، با تامل گله ای وعتابی متوجه حکومت قبلی می شود ، وچانچه موفق به مهر گستری عمومی ، ترقی ، ایجاد عدالت اجتماعی شود ، تاریخ بهترین شاهد خواهد بود
بند پنجم : در حکومت شایسته جدید افراد نادان وسیاه لشکری جایی ندارد
بند ششم : هرگونه مجازاتی ، برای هرفردی قانون قضایی عدالت محور تعیین می کند
بند هفتم : راس سه قوه شایسته ترین ، نیکنام ترین وباهوش ترین افراد قرار می گیرند
بند هشتم : مدت طولانی هر حکومتی زمینه رفاه ، وهمسویی خواص ، وفاصله گیری از عامه مردم است وموجب نارضایتی عمومی می شود
بند نهم : نوع حکومت را عامه مردم تعیین می کنند
بند دهم : استقلال قضا مهمترین عامل رعایت عدالت است
بند یازدهم : نیروی دفاعی ملزم به ایجاد امنیت درونی و گزند بیرونی است
بند دوازدهم : رادیو ، تلویزیون ، سینما وتئاتر مراکز سرگرمی ، فرهنگ سازی وآموزشی هستند که منطبق با خواسته عامه ی مردم عمل می کنند وبطور صنفی وبا نظارت وکمک دولت اداره می شوند
بند سیزدهم : ورزش های عمومی وتخصصی بطور صنفی وبا نظارت وکمک دولتی اداره می شوند
بند چهاردهم : مراکز آموزشی تحصیلی از پیش دبستانی تا بالاترین مدرک تخصصی دانشگاهی کاملا دولتی ، ولی همیاری مردمی لازم وضروری است
بند پانزدهم : هرگونه مدرک آموزشی دینی ، عمومی ودولتی بدون نظارت بدون نظارت دولت وهیئت تایید مدارک بی اعتبار است .
( پایان )
این سروده که عاری از هرگونه واژه غیر فارسی است در سال 95 توسط اینجانب سروده شده تقدیم به همه ی هموطنان شریف ایرانی است
ایران مـــــن ایران مــــــن کاشـــــانه ی جــــانان من
ای ســـــرزمیــــن جاودان ای گـــل ستـــان جان من
ای مــــرز وبــــوم پر گهر ای خــــانه ی نیـــکان من
من زنده ام چــــون زنده ای لبخنـــــد تو درمــــان من
ای فــــر جــــــاویدان تو برتــــارک کیـــــهان من
نـــــام آوران دانــش ات مهــــر ومـه وکیـــوان من
ای خـــاک پاکت مهر جان چون سورمه برچشــتمان من
روشــن زتو جـــان ودلم ای اخــــــتر تـــــابان من
سویت چو خیـــزد دشمنت خــــیزم خود وپوران من
خـون وتنــــــم از بهر تو پا وســـــــر ودستان من
در راه توجـــــان داده اند یاران جـــــــاویـدان من
جان دررهت بی ارزش است این گفتــــــه ی یاران من
کوشـــش کـنم با جان ودل ای خـــــــاک آبادان من
تا اوج گیـــــــــتی سرنهی در دانـش ای ایـــران من
برچسب:
نویسنده: حسین حسینی