خرید بک لینک

به نام خداوند لوح وقلم حقیقت نگار وجود وعدم

آسیب شناسی رفتاری ما ایرانیان

آسیب شناسی رفتاری ما ایرانیان

من به عنوان یک ایرانی وعاشــق کشور خودم ، همانند همه ی وطن دوســــتانی که در طول تاریخ خدمات ارزنده ای در زمینه های مختلف زندگی یشان به وطن خویش ارائه دادند من نیز دوست دارم به نوبه خود وبه اندازه ی بضاعتی که در زمینه نقد وآسیب شناســــی رفتاری در خود سراغ دارم ، صلاح دانستم که رفتارهای درست ونادرست مردم کشورعزیزم ایران را مورد بررسی وآسیب شناسی قرار داده وامیدوارم که جهت برون رفت ازبحرانهای رفتاری جامعه قدمی برداشته ، ومتمدنانه وبا خرد جمعی باعث شویم هنجارهای مبتنی بر آگاهی وعقلانیت در جامعه حکم فرما شود ، لذا هرچند که در این زمینه کتب ومقـــالات زیادی نگاشته شده است ، اما این نگاه وزاویه مـــی تواند برای افراد صاحب فکر واندیشه ،معرفت وواقع بین روزنه ای ودید تازه ای ایجاد کند ، سئوالات زیادی در این مقاله مطرح می شود که می تواند برای رسیدن به حقیقـت ماهیــــّت خودمان کمک کند ، لطفا بدون تعصّب وپیشداوری و با امعان نظر بدانها توجّه نموده وپاسخ های مناســب ومنطبق با واقعیّت برایشان جویا شویم ، ضمنا جهت تدوین این مقاله نظرات ، کتب ومنابع زیادی ازدیگران مطالعه و استفاده شده است که امیدوارم مورد توجّه خواننده

محترم قرار بگیرد .

دوست آن به که جمله عیب ترا همـــچو آئیـنه روبرو گوید

نه که چون شانه با هـــزار زبان پشت سر رفته مو به مو گوید

ایرانی آباد وآزاد وعاری از هرگونه پلید ی و دروغ آرزوی قلبی من است : حبیب جمیل زاده

پیش گفتار :

سیدمحمد علی جمال زاده در کتاب خلقیات ما ایرانیان در صفحه 28-30

درباره قضاوت دیگران وچه باید کرد می گوید: چهار راه وجود دارد

1-تجاهل وتغافل 2-انکار3- تلافی4-تعقّل

تجاهل وتغافل : یعنی بیخیال تمام کسانیکه درباره ما نظر می دهند هرچه می خواهد دل تنگشون بگوید

انکار : هم یعنی هرچه می گویند را تکذیب کنیم وبگوییم کاملا دروغ است

تلافی : یعنی هرآنچه را که می نویسند یا می گویند ما هم می نویسیم ومی گوییم

تعقّل : راه واقع بینی وقبول حقیقیت ازهرکه وهرکجایی باشد

عقاید وآراء بیگانگان را در حق ما ایرانیان میتوان به چهار قسمت تقسیم نمود ازقرار ذیل :

اوّل : آنچه قدیمیها ازیونانیان ورومیان وغیره در حق ما گفته اند

دوّم : آنچه اشخاص غیر فرنگی ازترک وعرب وتاتار گفته اند

سوّم : آنچه فرنگیها در این قرنهای اخیر گفته اند

چهارم : آنچه اشخاصی ازخودما ایرانیان در حق هموطنانمان گفته ایم ( خلقیات ما ایرانیان ص 66)

بخش نخست : صفات پسندیده ی ایرانیان

نگارنده معتقد است مردم ایران مهمان نواز ، دست ودل باز اهل قناعت ازخود گذشتگی وروستائیان ما مردمانی زحمتکش خوش باطن با ایمان اهل توکّل ، مهربان وعشایر همه ی اقوام ایرانی این صفات پسندیده را دارا هستند ، البته غافل نباید بود که درصد قابل توجهی از شهرنشینان اصیل نیز اخلاقی قابل ستایش دارند

در این صورت اگربه حق یا ناحق معایبی برای ما می شمرند نباید زیاد آشفته ومتالّم باشیم ، ما باید فکر کنیم که تمام بیگانگانی که با ما ایرانیان رفت وآمد وسروکار ونشست وبرخاست وآشنایی پیدا کرده اند

تقریبا همه بالاتفاق ویک زبان گفته ونوشته اند که ما ایرانیان مردمی با استعداد وتمدن منش وخون گرم

وبا عاطفه هستیم ودر معاشرت با دیگران دارای خاصیتهای ممتاز بسیار ومطلوب ودلپسندی هستیم که عموما ستوده اند وروی هم رفته ما را کاملا مدنی دانسته اند ومارا تیز هوش وسریع الانتقال وحاضر جواب وخوش معاشرت شناخته اند وتقریبا بدون استثناء تصدیق نموده اند که ایرانی آدمی بلند نظر ومبادی آداب ومهمان نواز ودست ودلباز است . ( خلقیات ما ایرانیان ص 13)

بدون شک مردمان هر کشوری در دنیا محاسن ومعایبی دارند ، وممکن است که بعضی خصلیتها ی آنان غالب باشد ، در این نوشتار هدف بررسی رفتار ما ایرانیان است ، شاید از اینچنین نقدهای بتوانیم در رفتار ناپسندمان تجدید نظر کرده وقطعا اخلاقیات پسندیده را تقویت کنیم.

اقوام آریایی مردمی سخت کوش ، پرطاقت ، با انضباط ، اخلاقی، درستکار ، خلاق ، شریف وبا اراده بودند. آثار مادی فرهنگی ومدنی به جا مانده ازآنان نیز دلالت دارد که درجات بالایی از کمال طلبی وقانون شناسی وآداب پذیری اجتماعی نایل شده بودند . دلاوری وشجاعت در میانشان ستوده شده وروح قهرمانی ودشمن شکنی ومقاومت دربرابر حوادث غیر مترقبه نضج گرفته بود به خانواده وطایفه وقبیله وعشیره مربوط علاقه داشتند. ( مبانی تاریخ اجتماعی ایران صفحه 21)

نگارنده سند فوق دقیقا نمی دانم بر چه اساسی مردم ایران را اقوام آریایی نام برده است ؟ درحقیقت بعضی ازمحققان قوم آریایی و نژاد برتر را یک افسانه پنداشته ومردود دانسته اند ، وعقیده دارند که بحث قوم آریایی در قرن اخیر وبیشتر نازیها ودقیقا هیتلر بشکل مدوّن در کتاب نبرد من به آن دامن زده است ، بهرحال اینکه قومی از اقوام ایرانی مهاجرانی از هند بوده اند شکی نیست ،ودر منابع زیادی این مطلب مطرح بوده وهست ولی آنچه که اصلا قابل انکار نیست که اقوام ایرانی در سر زمین ایران بوده که اغلب اصیل ودارای تمدن بوده وبومی بسیار قدیمی این سرزمین اند وبا توجه به تنوّع زبان وفرهنگ ولی یک توده ایرانی را تشکیل می دادند و می دهند ، دکتر رضا شعبانی در کتاب خود درباره خلقیات ایرانیها نقل می کند البته لازم بیاد آوری است که ایرانی را بعنوان یک ملـّت نام می برد: محققانی که در گذشته های دور تا امروز درباره مردم ایران ، سخن گفته اند ، ساکنان این خطه را مردمی خلیق ، مؤدب آداب ، صمیمی ، مهمان نواز ، مهربان ، ایثارگر وفداکار شمرده اند ( مبانی تاریخ اجتماعی ایران ص45 ) و امّا برای اینکه به سئوالات زیادی درباره نژاد آریایی پاسخ دهیم لازم است منابع فراوانی را مورد مطالعه وپژوهش قرار دهیم

نژاد آریایی چیست ؟

سنجش اسطوره های ودایی واوستایی ودیگرنشانه های مکمل ما را به دوره ای راهبری می کند که طایفه ها وقبیله های ایرانی با بنی اعمام هندو آریایی خود باهم می زیستند زبان وفرهنگ مشترک وهمانندی داشتند دَیوَ . ( مبانی تاریخ اجتماعی ایران ص 13 ) این منابع نشان می دهد قومی ازهندوستان بسوی ایران مهاجرت کردند که خود را آریایی می نامیدند وبرای اینکه در برابر اقوام بومی ایران ابتکار عمل به دست گیرند خود را آریایی یا شریف نامیده اند، مری بویس ودیگران نوشته اند :ایرانیان وآریایی های هندی قوم واحدی بوده اند . عموما چنین می پندارند که تحول زبانی آنها را به دو گروه جداگانه در حدود سالهای 1800تا 2000 ق.م اتفاق افتاده باشد ( فلسفه زرتشتی ص 14 )دکتر رضا شعبانی نیز برهمین عقیده است ومی گوید : جنوب این کشور را هم خلیج فارس ودریای عمان در برمی گیرد ودر امتداد ساحل حریم خشکی را تا به منطقه ای که گذر گاه تاریخی جدایی هندیان وایرانیان هم نژاد از یک دیگر است ( مبانی تاریخ اجتماعی ایران ( 12 )هندیان نیز همین گونه عمل می کردند ونوشته های دینی وحماسی که ازخود باقی می نهادند (( آریا )) نامیده می شدند .آریاهایی که در آینده به دو گروه هندی وایرانی تقسیم شدند ، دیر زمانی با یک دیگر می زیستند ، زندگیشان مبتنی بر اقتصاد وشکار وشبانی بود . ( مبانی تاریخ ایرا ن ص15 )علل واسباب آمدن آریاها به فلات ایران به همه حیث آشکار ا نیست آنچه از کتب مذهبی بر می آید وتحقیقات اسطوره شناسان وزبان شناسان ومورخان نیز بر آن دلالت می کند این است که طوایف اولیه هند وایرانی مدت های مدید در کنار یکدیگر به سر می بردند ( مبانی تاریخ اجتماعی ایران ص 20 )محمدتقی بهار ملک الشعراء در کتاب بسیار وزین سبک شناسی جلد اول می نویسد : مردم ایرانی که بفرموده زرتشت ازسرزمین ایران ویچ بیرون رانده وبرای پیدا کردن چراگاه وخورش بسوی خوارزم وایران رهسپار شدند غالبا مردمی بیابانی وچوپان وبرزیگر بیش نبودند واز خود خط وادبیات وفرهنگ وآداب شهرنشینی نداشتند .... آن قوم نه خطی داشتند ونه دارای کتابی وشریعتی بودند وبجز پرستش قوای طبیعی وستارگان کیشی نداشتند وازاین رو دارای تربیت شهرنشینی که خط سرآمد ان است نبودند . ( سبک شناسی ص 58 ) در صفحه بعدی این کتاب می نویسد :از این روایت فردوسی که از روایات باستانی ایران گرفته شده است نیز بخوبی برمیآید که آریاهای آنروز که در ایران استقرار یافته اند ، خود دارای تمدن وخط نبوده واین مبادی واصول را را از رعایا وزیر دستان مغلوب خود آموخته اند . ( سبک شناسی ص 59 ) دکتر علی طایی جامعه شناس برجسته می نویسد: اسطوره 2500 سال شاهنشاهی ایرانیان آریایی هرگز به عنوان سلسه های پشت سر هم حکومت نکرده اند وچنانکه می دانیم اسکندر مقدونی وجانشینان سلوکی او روز اول تداوم حکومت آنها را برهم زد وضع برهمین منوال بود که نوبت عربها ، ترکمن ها وترکها ومغول ها وافغانها رسید ، به همین دلیل هم ازمجموع 2500 سال سلطنت در ایران 1500 سال به سلسله های غیر آریایی مزبور مربوط می شود وجماعت آریایی را فقط یک حکومت هزار ساله ای در کار بود ، اگر هزار سال افتخار است برای آریایی ها برای 1500 سال اجانب بیشتر افتخار دارد . (بحران هویت قومی در ایران ص 190 ) آنچه بیشتر می تواند محک تجربه باشد ، نژاد وخون ونیست ، بلکه ایدئولوژی سیاسی فرد وگروه است والبته با ایدئولوژی محض هم نمی توان به خلق گروه نژادی فرضی پرداخت واز مواهب آن برخوردار شد وآن را به رخ دیگران کشید ، دیدیم که چگونه آلمان نازی در این راه قدم نهادند وسر انجام سر از عدم در آوردند. ( بحران هویت قومی در ایران ص 192 ) ولی متأسفانه بعضیها بر خلاف نظر فوق وبر اساس تعصّب قومی ونژادی و دقیقا بدون در نظر گرفتن این همه مدارک وتصاویر از آلمان نازی ، حقیقت و واقعیّت را وارونه کرده ، و به دفاع از هیتلر ونژاد آریایی در مقدمه کتاب نبرد من ( هیتلر ) دکتر فاروق صفی زاده ، کاملا غیر منطقی می نویسد :

افسانه ی هولوکاست ازدروغ هایی بزرگ است که صهیونیست ها علیه نژاد آریایی ساخته وپرداخته اند ، با نگاهی به شخصیت هیتلر وزندگانی او در می یابیم که هیتلر انسانی آزاده ، انسان دوست ودارای افکاری عارفانه بوده است ، به عرفای بزرگ ایرانی عشق می ورزیده .... هیتلر در نظر داشت حکومت جهانی آریایی که زمانی مغان ایرانی آن را در سر می پروراندند، ...... نژاد آریایی یک نژاد فهیم ، با استعداد ، وازنظر فرهنگی وتمدنی برتر از نژادهای دیگر می باشد ( نبرد من ، ص 9-10 ) هیتلر در کتاب نبرد من درباره قوم آریایی می نویسد : در هر نوع آمیزش میان خون آریایی با مردمان نژادهای پایین تر ، فرهنگ مردم دچار سیر قهقرایی گردیده است . ( نبرد من ص 335 ) تمامی فرهنگ بشری، همه ی دستاوردهای هنری ، علمی و فن آوری که امروزه در برابر دیدگان ما قرار دارند ، منحصرا حاصل خلاقیت نژاد آریایی است . ( نبرد من ص 338 ) ولی دیدگاه حمید رضا شاکرین نسبت به دین زرتشت وقوم آریایی با تحلیلی متفاوت اینچنین می نویسد : ازناحیه سوابق دو خدا انگاری در نژاد آریا ، قبل از زرتشت بوده است ، از طرف دیگر گاتاها را نیزنمی توان ملاک توحیدی انگاشتن آیین زرتشت قرار داد ( ادیان ومذاهب ص 82 ) لازم به یادآوری است کسانیکه گاتاها را مطالعه کردند ، که سروده های زرتشت اند نشانی از توحیدی بودن آیین زرتشت را نیافتند ، ولی بدون شک بعد از شکل گیری اسلام در ایران تاثیر غیر قابل انکاری

بر این آیین گذاشته است ، وتا به امروز برای بعضی باعث عدم تفکیک آموزه های زرتشت قبل وبعد ازاسلام شده است . شاکرین در جایی دیگر ازکتاب خود می نویسد : نژاد گرایی ونظام طبقاتی سبب تجویز وگسترش ازدواج با محارم شده است ، کرتیر ازبنیانگذاران زرتشتی ساسانی نوشته است : بسیار ازدواج ها میان محرمان برقرار نمودم این مسئله همواره موجب خرده گیری برآیین زرتشت گردیده است . ( ادیان ومذاهب ص73 ) البته پدیده شوم ازدواج با محارم نامتعارف در کل جهان است وربطی به دین وآیین ندارد ودر حال حاضر تا جاییکه اطلاع دارم منسوخ شده است ، وبعضی از زرتشتیان نه فقط این پدیده را رد می کنند بلکه قائل به حساب وکتاب اخروی هم شده اند. ورود اسلام به ایران همانند دیگر کشورها ی دیگر جهان برای بعضی اشخاص امری عادی وطبیعی است ، ولی برای افرادی که خود را برتر از دیگران می پندارند ، فاجعه است ، در این راستا دکتر صادق زیبا کلام در کتاب بی نظیر خود می نویسد :

جریان روشنفکری اینچنین نتیجه گیری می نماید که سلطه عرب بر ایرانیان باعث رکود ذهن خلاق نژاد آریایی ایرانیان شده است . نتیجه تاریخ این تفکر ناسیونالیستی افراطی ( شوونیستی ) این بود که نژاد پاک واصیل اهوارایی وآریایی ایرانی هیچ مسئولیتی در قبال انحطاط وعقب ماندگی هولناک ایران نداشت .( ما چگونه ما شدیم ص 50 ) متاسفانه همیشه ودر طول تاریخ اغلب شکستها ، ناکامیها ، عقب ماندگیها ی خودمان را به گردن دیگران انداخته وازقبول مسئولیت شانه خالی کردیم ، من نمی خواهم منکر دخالت اجانب در دوره های مختلف به شوم ولی برای من همیشه این سئوال مطرح بوده که چرا دیگران با ما بد وخواهان عقب ماندگی ما هستند ؟خانم طاهره شیخ الاسلام در مدت اقامت خود در استرالیا متوجه شد که خلقیات ما ایرانیان با دیگر کشورها چقدر متفاوت است ، وبی دلیل نیست که اروپائیان به جایی که هستند رسیدند وما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ، کتابی تحت عنوان ( ریشه یابی خلق وخو ، آداب وعادات ما ایرانی ها ) نوشت که قابل توجه وتأمل و مطالعه است .

بخش دوّم : نظر های نقدگونه وگاهی متناقض پیرامون رفتار ما ایرانیان

سرجان ماکدونال انگلیسی درباب اخلاق ایرانیان بدینقرار اظهار نظر نموده است: ایرانیان چنانکه مشهور است نژادی خوش سیما ومردمانی مهمانواز میباشند ، در مقابل مصائب بردبار ونسبت به بیگانگان مهربان هستند ودر رفتار وکردار بی نهایت مؤدّب وملایمند وحرکات وسکناتشان و گفتارشان گیرنده ودلفریب ومصاحبتشان گوارا ودلپذیر است.همان صاحب نظر فوق در ادامه وکاملا متناقض با نظرمثبتی که درباره ایرانیان اظهار نظر کرده می گوید : ولکن در عوض فاقد بسیاری ازصفات پسندیده اند ، چنانکه در تمام فنون مکر و حیله ودورویی وریاکاری ماهرند ونسبت به زیر دستان شقی ، غدّار ودر مقابل زبردستان افتاده وفروتن می باشند از این گذشته مردمی هستند بی رحم ، کینه خواه وحریص فاقد ایمان ومحروم از صفات قدرشناسی وشرافتمندی ....( خلقیات ما ایرانیان ص 87 )

گوبینو در کتاب ( در مذهب ایرانیان ) می نویسد : ایرانی مدام عاشق آشوب واغتشاش ودر هم برهم

بوده است ، وخوشی او در این است که داد وفریاد راه بیندازد . ( خلقیات ما ایرانیان ص 122 ) پرفسور هانری ماسه فرانسوی در کتاب ( اسلام ) می گوید : علی الخصوص در موقعی که سخن ازعکس العمل وواکنش روح آریایی بر ضد روح طبیعت سامی بمیان آید ... خلاصه کلام آنکه چنان بنظر می آید که اهمیت ایرانیان تنها در زمینه ی مطابقت دادن پاره ای از مختصات روح ایرانی با روح سامی وعرب بوده است وبس . ( خلقیات ما ایرانیان ص 109 ) گوبینو در کتاب ( 3 سال در ایران ) می نویسد : برای چه ایرانی اینقدر ریا کار شده ؟ چرا تا این اندازه در تقدّس واظهار زهد غلو می نماید ؟ وحال آنکه باطنا این قدر مؤمن نیست ، وبه چه سبب غالب مردم حرفی می زنند غیر آنست که در حقیقت فکر می کنند وبقول خودشان زبانشان در گرو دل دگر است. ( خلقیلت ما ایرانیان ص 86 )

پنهان کار زرنگ

یکی از خصائل ایرانیان که ذکر آن بسیار رفته وآثار ادبی وحکایات فراوان مؤیّد آن است زیرکی یا زرنگی است ، نمونه تمام عیاریم فرد زرنگ وموفّق در جامعه حاجی بابا اصفهانی اثر موریه است ، هرچند خالق حاج بابا فردی انگلیسی است اما ماجراهای او به فارسی ترجمه شده وشهرت عام یافته است . ( زبان ، منزلت وقدرت در ایران ( صفحه 55 ) شاهزاده روسی الکسی سولتیکوف که صد سال پیش در ایران مسافرتی کرده در کتاب ( سیاحت نامه ) خود در باب ما ایرانیان چنین نوشته است: درستی صفتی است که در ایران وجود ندارد وهمین خود کافی است که در این مملکت در نظر خارجیان نفرت انگیز بیاید ، دروغ بطوری در عادات ورسوم این طبقه ( طبقه نوکر وکاسب ودکاندار ) از مردم ایران و می توان گفت تمام طبقات ریشه دوانیده است که اگر احیانا یک نفر از آنها رفتاری بدرستی بنماید ویا بقول ووعده ی خود وفا نماید چنان است که گویی مشکل ترین کار دنیا را انجام داده است ، ورسما از شما جایزه وپاداش وانعام توقّع دارد . (خلقیات ما ایرانیان ص 80 ) جیمس موریه انگلیسی در کتاب ( سیاحت ایران ) می نویسد : در تمام دنیا مردمی به لاف زنی ایرانیان وجود ندارد ، لاف وگزاف اساس وجود ایرانیان است هیچ ملتی مانند ایرانیان منافق نیست .( خلقیات ما ایرانیان ص 73 )

مطلق نگری

ازخصلت هایمان کلی نگری است .... همه چیز به صورت مطلق یا سفید است یا سیاه ، یا خوب است یا بد ، دوست ورفیقمان در رفاقت یا بی نظیر است ویا کلا بی اعتماد ، رهبرهای سیاسی ما هم همین طور یا تقریبا پرستششان می کنیم ویا از آن نفرت داریم ( جامعه شناسی خودمانی ص144 )

ظاهر سازی

اکثریت قریب باتفاقمان اهل تظاهر به درستی ، تظاهر به ادب ، تظاهر به نزاکت تظاهر به مکنت وثروت ، قدرت وده ها صفت دیگری که به هر دلیل دوست داریم به داشتن آن صفت ویا امکان شهره بشویم ( جامعه شناسی خودمانی ص 45 )

همه چیز دان

کمتر هموطنی را ملاحظه می کنید که هنگامیکه در مقابل سئوالی قرار بگیرد وپاسخ آنرا نمی داند از کلمه نمی دانم استفاده کند ، از استثناء که بگذریم این روش تقریبا مقبول وجا افتاده است .( جامعه شناسی خودمانی ص 137 )

درگیری ، ناپایداری وجنگ

تاریخ ما پر حادثه بوده ، این واقعیت جزو متواترات تاریخ ماست ، تاریخ ما پراز نا امنی ، بی نظمی وناپایداری بوده است ، این امر در تاریخ ما به شکل نهادینه ای خود را نشان می دهد برحسب آمار حدود 1200 جنگ با مقیاس بزرگ وهزاران جنگ منطقه ای ومحلی در تاریخ ایران رخ داده است ما سر راه اقوام وحکومت ها ودر معرض هجوم وتجاوز پیوسته قرار داشته ایم ودر گیر کمیابی امنیت بوده ایم . ( ما ایرانیان ص 124 )

بی اعتمادی ونا امنی در زندگی ایرانیان

یکی از مضامینی که کرارا در پژوهش های مربوط به ایران مطرح شده است ، نا امنی وبی اعتمادی در زندگی اجتماعی ایرانیان است ( زبان ، منزلت وقدرت در ایران صفحه 48 ) شادروان میرزا محمد خان قزوینی درباره بعضی ایرانیان خیانتکار که بحمد الله بسیار نادرند چنین نوشته است : بعضی ایرانیان خائن وعرب مآبان آنوقت از اولیای امور وحکام ولایات ومرزبانان اطراف که به محض اینکه حس کردند که در ارکان دولت ساسانی تزلزلی روی داده وقشون ایران در دو سه دفعه ازقشون عرب شکست خورده اند خود را فورا بدامان عربها انداخته ونه فقط در فتوحاتشان کمک کردند وراه وچاه را به آنها نمودند بلکه سرداران عرب را در تسخیر سایر اراضی که در قلمرو آنها بود وهنوز قشون عرب آنجا حمله نکرده بود دعوت کردند وکلیه قلاع وخزائن را دودستی تسلیم آنها نمودند بشرط اینکه عربها آنها را بحکومت آن نواحی باقی بگذارند . ( خلقیلت ما ایرانیان ص 141 ) شاکرین برخلاف نظر فوق می نویسد : نبرد وفتوحات مسلمانان در زمان خلفای راشدین نوعا رهایی بخش وهمراه با خواست وهمکاری مردم سرزمین های فتح شده بوده است ، ادوارد براون در این باره می نویسد : رفتار ستمگرانه موبدان نسبت به پیراوان سایر مذاهب وادیان سبب شد که در باره آیین زرتشت و پادشاهانی که ازمظالم موبدان حمایت کردند حس بغض وکینه ی شدید در دل بسیاری از اتباع ایران برانگیخته شود واستیلای عرب به منزله نجات ورهایی ایران ازچنگال ظلم تلقی گردد . ( ادیان ومذاهب ص 64 ) در ادامه می نویسد : مسلمانان هیچ گاه به زور دعوت به اسلام نکرده وهمواره اصل آزادی را سرلوحه برنامه های خود قرار داده اند ( همان منبع ص 65 )

فرار ازعلم آموزی

دانشمند معروف انگلیسی ژ. راولینسون در کتاب معروف خود سلطنت های پنج گانه بزرگ عالم مشرق زمین در باره ایرانیان قدیم گفته است : ایرانیان قدیم ابداً کمکی به ترقی علم ودانش ننموده اند روح و

قریحه ی این قوم هیچوقت باتحقیقاتی که مستلزم صبر وحوصله باشد با تجسّسات وتتبّعات وکاوشهای پر زحمتی که مایه ی ترقیّات علمی است ، میانه نداشته است ، ایرانیان که طبعا مردمی سبک وجلف وبازیگوش وزیاد تند وهوس ران هستند برای اینگونه کارها ساخته نشده اند ، وبه صداقت طبع این نوع کارهای علمی را به بابلهای پرحوصله وپرکار وبه یونانیان صاحبفکر وفاضل واگذار می کردند ، چنانکه

دارالعلمها مشهوری مانند دارالعلم های الرها و بور سیپا وملیطوس با آنکه هر سه در قلمرو خاک ایران ومرکز علم ومقصد دانشمندان جهان بود ، خود ایران را جذب نمی ساخت ونه تنها اسباب تحریض به فضل وکمال نگردید بلکه مورد توجه آنها نیز به هیچ وجه قرار نگرفت ، ایرانیان از آغاز تاپایان سلطنت

وعظمتشان ابداً التفاتی به تحصیلات نداشتند . ( خلقیات ما ایرانیان ص 81 )

بخش سوّم آیا عقب ماندگی ما از عرب و اسلام است ؟

دکترصادق زیبا کلام در این باره وعلت عقب ماندگی ایرانیان می نویسد : روی برتافتن ازعلوم ودانش به علاوه نا آگاهی ازتمدن ها وبی اطلاعی از اجتماعات واقوام وملل دیگر که خود نتیجه دیگر خاموشی چراغ علم بود ، دست در دست یکدیگر داده ونه تنها یکی از پایه ها ی جدی عقب ماندگی ایرانیان را به وجود آورد بلکه در مواجهه با اروپائیان که در قرون جدید پیش آمد باعث گردید تا ایرانیان بهای سنگینی برای جهل وبی خبری خود بپردازند .... عقب ماندگی ایران هرچه بود از داخل بود .( ما چگونه ما شدیم ص293- 295 متاسفانه کسانیکه علت عقب ماندگی ایران را فتوحات اسلامی و ورود عرب به ایران می دانند ، یک بار هم نشده به تاریخ عرب قبل از اسلام وآثار عظیم باستانی آنان نظری بیفکنند ، هر کجای این آثار مورد احترام جهان بوده یا آن آثار را ازعرب نمی دانند یا مردم آن کشور را کلا عرب نمی دانند ، واقعا تعصب انسان را کور می کند ، حتی حاضر نیست یک کتاب ازنویسندگان عرب را بخواند ، لاقل ازمستشرقین اروپایی و امریکایی بخوانید ، از مستشرقین جهان بخوانید ، حتی بعضی جغرافیای عرب را هم نمی دانند وبی محابا می نویسند ومی گویند ، البته انسانهای قلم پاک وپاک اندیشه ودانشمند با انصاف در ایران کم نیست وآثارشان مملو از بیان حقایق غیر قابل انکار است . دکترصادق زیبا کلام می نویسد:

واضح است که حضور سپاهیان وقبایل مختلف عرب در ناحیه خراسان با خود آبادانی ، رونق وگسترش شهرنشینی را به دنبال می آورد ( ما چگونه ما شدیم ص 134 ) پی یر روسو می گوید : سه قرن از رحلت پیامبر اسلام نگذشته بود که شهر قرطبه دارای یک میلیون جمعیت ، هشتاد مدرسه عمومی تقریبا دانشکده به اصطلاح امروزی وکتابخانه ای شامل ششصد هزار کتاب مجلد کتاب به زبان عربی زبان علمی جهان شده بود . ( علم از دیدگاه اسلام ص 40 ) دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت برخلاف نظر فوق می نویسد :

بسیاری از این موارد مشکوک وتاریک جاهایی بود که من در آن روزگار گذشته ، نمی دانم ازخامی یا تعصب ، نتوانسته بودم به عیب وگناه وشکست ایران به درست اعتراف کنم ، در آن روزگار ان چنان روح من از شور وحماسه لبریز بود ، که هرچه پاک وحق ومینویی بود از آن ایران می دانستم واز هرچه را از ایران باستانی را می گویم نبود ، زشت وپست ونادرست می شمردم . در ادامه ی صفحه قبل می نویسد : با این همه بسا که باز نتواسته باشم ازتعصب وخامی برکنار بمانم ، ادعا ندارم که وظیفه مورخی محقّق را ادا کرده ام .( دو قرن سکوت ص 20-21 ) این مطالب که تحت عنوان چند اعتراف از نویسنده در ابتدای کتاب در سال 1330نوشته را دقت نمی کنیم ، به کتابی استناد می کنیم که خود نویسنده مطالب خود را مورد شک وتردید قرار داده است ، ومقدمه ی مطهری را که در ابتدای کتاب توسط نویسنده کتاب اضافه شده را نادیده می گیریم . یک ایرانی بیشتر ترجیح می دهد که ازتو دروغی بشنود که با فکرش سازگار است تا حقیقتی که ذهنش را متزلزل کند ، ما مردمی هستیم که حقیقت برای ما بسیار تلخ است ، دوست داریم درباره تاریخ باستانی خودمان دروغ بشنویم وبخوانیم بزرگترین خیانتی که پدران ما به نسل های بعدی کردند اینکه یک امر غیر واقعی را بجای حقیقت به ما منتقل کردند ودر بیانش چنان اصرار ورزیدند ، که ما نیزدر بیان آن دروغ به فرزندانمان اصرار می ورزیم خیلی از ایرانیان معتقد اند که عقب ماندگی ما از وجود اسلام وعرب است ، به عنوان مثال اخوان ثالث ، عرب را سمبل اهریمن می داند که هر آنچه خوب واهورایی در ایران بوده را ازبین برده است .( ما چگونه ما شدیم ص 50 ) دکتر صادق زیبا کلام این موضوع را به چالش می کشاند و بین دو نویسنده ایرانی وخارجی نظرشان را مقایسه می کند ومی نویسد : در رابطه با علوم که از تمدنهای مختلف گرفته شده عرب چقدر برآن افزود قابل بحث است ، دکتر ذبیح الله صفا اصولا نقش چندانی برای عرب قائل نیست ورونق علمی را مرهون ایرانیان می داند ، برعکس او مورخ انگلیسی رنان معتقد است که عرب صرفا ترجمه نکردند بلکه خود نیز تراویدند وبرآن افزودند ، شواهد تاریخی فی الواقع بیشتر مبیّن نظر رنان هستند تا صفا . ( ما چگونه ما شدیم ص 237)



سوالات متداول

مهم‌ترین نکات درباره ایران چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره ایران در متن مقاله بررسی شده است.

آسیب شناسی رفتاری ما ایرانیان چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با آسیب شناسی رفتاری ما ایرانیان بررسی شده است.

چرا آسیب شناسی رفتاری ما ایرانیان اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

برچسب: نویسنده: حسین حسینی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 10:48

صفحه بندی